کسب درآمد اینترنتی کسب درآمد اینترنتی
با کمتر از ۲ ساعت کار در روز درآمدی معادل ۹۰۰.۰۰۰ تومان داشته باشید
موسیقی افزایش قدرت ذهن
بسیار مؤثر در افزایش سطح نبوغ آگاهی و قدرت ذهن
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 8 تیر ماه سال 1388

وطن! وطن! نظر فکن به من که من
به هر کجا، غریب‌وار که زیر آسمان دیگری غنوده‌ام
همیشه با تو بوده‌ام همیشه با تو بوده‌ام
اگر که حال پرسی‌ام تو نیک می‌شناسی‌ام
من از درون غصه‌ها و قصه‌ها برآمدم

حکایت هزار شاه با گدا
حدیث عشق ناتمام آن شبان به دختر سیاه چشم کدخدا
ز پشت دود کشت‌های سوخته درون کومه های سیاه
ز پیش شعله‌های کوره‌ها و کارگاه
تنم ز رنج، عطر و بو گرفته است
رخم به سیلی زمانه خو گرفته است
اگر چه در نگاه اعتنای کس نبوده‌ام
یکی ز چهره‌های بی‌شمار توده‌ام

چه غمگنانه سال‌ها که بال‌ها زدم به روی بحر بی‌کناره‌ات
که در خروش آمدی به جنب و جوش آمدی
به اوج رفت موج‌های تو
که یاد باد اوج‌های تو

در آن میان که جز خطر نبود
مرا به تخته‌پاره‌ها نظر نبود
نبودم از کسان که رنگ و آب دل ربودشان
به گودهای هول
بسی صدف گشوده‌ام
گهر ز کام مرگ در ربوده‌ام
بدان امید تا که تو دهان و دست را رها کنی
دری ز عشق بر بهشت این زمین دل فسرده واکنی
به بند مانده‌ام شکنجه دیده‌ام
سپیده هر سپیده جان سپرده‌ام
هزار تهمت و دروغ و ناروا شنوده‌ام
اگر تو پوششی پلید یافتی
ستایش من از پلید پیرهن نبود
نه جامه، جان پاک انقلاب را ستوده‌ام

کنون اگر که خنجری میان کتف خسته‌ام
اگر که ایستاده‌ام و یا ز پا فتاده‌ام
برای تو، به راه تو شکسته‌ام

اگر میان سنگ‌های آسیا چو دانه‌های سوده‌ام
ولی هنوز گندمم غذا و قوت مردمم
همانم آن یگانه‌ای که بوده‌ام

سپاه عشق در پی است شرار و شور کار ساز با وی است
دریچه‌های قلب باز کن سرود شب شکاف آن ز چار سوی این جهان
کنون به گوش می‌رسد من این سرود ناشنیده را به خون خود سروده‌ام

نبود و بود برزگر را چه باک اگر برآید از زمین
هر آنچ او به سالیان فشانده یا نشانده است

وطن! وطن! تو سبز جاودان بمان که من
پرنده‌ای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو
به دوردست مه گرفته پر گشوده‌ام



شعر از سیاوش کسرایی

جمعه 5 تیر ماه سال 1388

کسری که خیلی کوچک بود وقتی برای سرگرم کردنش عاجز می ماندیم سعی می کردیم هر آنچه بلدیم را به کار ببندیم تا سرگرمش کنیم. یکی از آن کارها باد کردن بادکنک با هیدروژن بود. کار خیلی اسانی بود. اول از همه می رفتیم از سر کوچه کمی چنته می خریدیم. پودر جنته که برای لوله بازکنی استفاده می شود حاوی هیدروکسید سدیم یا همان NaOH معروف است. بعد هم فویل آلومینیومی را ریز ریز می کردیم و با کمی آب قاطی می کردیم و همه را در شیشه ای خالی می کردیم و بادکنک را به سر شیشه وصل می کردیم. نتیجه این می شد که در اثر یک واکنش شیمیایی هیدروژن آزاد میشد. این واکنش گرما زا بود و شیشه حاوی مواد حسابی داغ میشد. برای آنکه هیدروژن را با سرعت و مقدار بیشتری تولید کنیم یادم هست که آنرا درون تش آب سردی می گذاشتیم و با این روش خداقل دو تا بادکنک را پر از هیدوروژن می کردیم و بادکنک سبک در هوا بالا می رفت.

 

2Al+2NaOH+2H2O-->2NaAlO2+3H2

چهارشنبه 3 تیر ماه سال 1388

صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم    

وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم

نذر و فتوح صومعه در وجه می‌نهیم  

دلق ریا به آب خرابات برکشیم

فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند

 غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشیم

بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان

غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم

عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان

روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم

سر خدا که در تتق غیب منزویست

مستانه‌اش نقاب ز رخسار برکشیم

کو جلوه‌ای ز ابروی او تا چو ماه نو

گوی سپهر در خم چوگان زر کشیم

حافظ نه حد ماست چنین لاف‌ها زدن

پای از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم

یکشنبه 31 خرداد ماه سال 1388

 

نمی دونم چرا امروز احساس نا امیدی خاصی می کنم. اگر تا دیروز کورسو امیدی برای تلاشهای همه چه در داخل و چه در خارج داشتم، اما از امروز دیگر همه چیز برایم سیاه و تاریک است.

 

به نومیدی از این در مرو بزن فالی

بود که قرعه دولت به نام ما افتد

 

پنجشنبه 28 خرداد ماه سال 1388

امروز تیم ملی فوتبالمان از گردونه مسابقات حذف شد. امروز برای اولین بار از حذف شدن تیمم ناراحت نشدم و به شیرمردانی که مچ بند سبز بستند و اعلام همبستگی با مردم مظلوم داخل کشور کردند، قویا افتخار می کنم. در داخل هم مردم فهیم دست به راهپیمایی سکوت دیگری زدند و نشان دادند که چقدر خوب می فهمند. امروز بهتر می دانم که حتی اگر نتیجه انتخابات تقلبی نباشد نسبت به آن 14 میلیونی که اینچنین با شعور دست به راهپیمایی می زنند و خواهان تغییر هستند مسئولم. امروز قوی تر از هر روز دیگری مطمئن شدم که بعد از تحصیلم به ایران بر خواهم گشت و امروز از دیروز مطمئن تر شدم که اگر مصمم باشیم تغییرات بزرگ با این شعور عظیم ممکن است.


(ممنون از گلریز عزیز بابت عکس)


 

سه شنبه 26 خرداد ماه سال 1388

حمله به ساحت مقدس کوی دانشگاه به قدری دردناک است که نوشتن از آن در کلمات نمی گنجد. شنیدم کسانی کشته و زخمی شدند. حتی اگر خون از دماغ کسی هم نیامده باشد این اقدام آنچنان قبیح و مایه شرمساری است که هر کسی و در هر وضعیتی باید آنرا محکوم کند. ضمن محکوم کردن این عمل قبیح، با دانشجویان آسیب دیده نهایت همدردی خوردم را ابراز می دارم. امیدوارم خداوند متعال عاملان این عمل قبیح را هر چه سریعتر به مجازات عملشان برساند.

شنبه 23 خرداد ماه سال 1388

 

از دیروز شوکه هستم. خیلی خوشحال و راضی رفتیم 500 کیلومتر اونور تر (اتاوا) رای دادیم و برگشتیم دیدیم که چه اتفاقی افتاده. بارها و بارها تحلیل کردم و هزاران عدد و رقم از انتخابات گذشته را کنار هم چیدم و هیچ جوری نتوانستم تحلیل کنم. عاجز از هر گونه تحلیل و من که خوشبین هستم هم به سلامت انتخابات و آن گراف کزایی که جوابها به گونه ای خطی اعلام شد شک دارم. شک دارم به اینکه این همه آراء تحریمی ها به انتخابات اضافه شد ولی نتیجه همه آنها به حساب احمدی نژاد رفت و شک دارم به اینکه کروبی فقط سیصد هزار رای آورد (یعنی در هر استان فقط 10 هزار!!).

نمی دانم میر حسین و گردانندگان موج سبز چه می کنند اما شلوغی ها نتیجه اش سوء استفاده حاکمیت از این موج خواهد شد که به راحتی به گروههای برانداز نسبت داده خواهند شد. موجی که صادقانه در میان دانشجویان و آحاد ملت راه افتاد اما اینچنین سرنوشتی داشت. شاید نامه آقای موسوی به علمای قم اولین اقدام مثبت عاقلانه ایشان بود. امیدوارم علمای قم که داعیه دفاع از اسلام را دارند، بر علیه دولتی که دروغ گفتن در آن به اثبات رسیده برخیزند و اقدامی بکنند. در حال حاضر مغزم کار نمی کند اما با درگیری مستقیم مخالفم چرا که از آن به عنوان شورشی های برانداز یاد خواهد شد.

جمعه 22 خرداد ماه سال 1388

رای سبزمان تقدیم ایران عزیزمان