امروز روز امتحان درس الکترونیک 3 بود. درسی که من TA بودم و امروز صبح رفتم برای روز آخر TA در این درس. امتحان که 3 ساعت بود به سلامتی برگزار شد ولی به شدت خسته شدم. خصوصا اینکه دیشب اصلا خوب نخوابیده بودم. خلاصه که این نیز بگذشت. فردا روز مهمیه برام و در عین حال شاید خیلی سخت. خیلی به دعا احتیاج دارم. اگه موفق شدم، اینجا می نویسم. هر چند که چاره ای هم جز این ندارم.
در کامنتهای گذشته هم دیدم که دوست و همکار عزیزم جناب آقای مهندس باقلانی برام کامنت گذاشته بود که خیلی خیلی خوشحال شدم. بهشون از اینجا مجددا سلام میکنم و امیدوارم که همیشه شاد باشند و از اینکه به اینجا سر میزنند ممنونم.
تا فردا
ی.ه.م
امروز با دوست بسیار عزیزی در ایران چت میکردم بعد میگفت مرتب F5 رو میزنم ولی خبری نمیشه و صفحه آپدیت نمیشه. هر چی فکر میکنم. میبینم نوشتنم نمیاد. الان نزدیک 5 بعد از ظهره و هوا طبق روال روزهای اخیرش سرد. دیشب فکر کنم سردترین شبی بود که من توی کانادا داشتم. توی آزمایشگاه تنها هستم و دارم آهنگ I am your man مال Leonard Cohen رو گوش میدم. اینو چند شب پیشا پویان به من معرفی کرد. آهنگش یه حس باحالی داره. دیگه واقعا هر چی زور می زنم یه چیزی بنویسم نمیتونم. حالا ایشالا تا چند روز آینده نطق باز میشه. راستی اگه میشه توی نظرات بیاید بنویسید به نظر شما «فراق بال» درسته یا «فراغ بال»؟ ما با پویان یه بحثی راجع به این داشتیم. حالا نظراتتون رو بگید تا توی پستهای بعدی راجع بهش بنویسم و اینکه هر کدوممون چی فکر می کردیم.
تا بعد
ی.ه.م

ما امروز ظهر ساعت یک و نیم بعد از ظهر بود که خسته شدیم و گفتیم بریم یک قهوه بزنیم. همینطور قدم زنان در حال تفکر هم بودیم اومدیم تا رسیدیم به استار باکس. یک قهوه متوسط کم برشته شده (Light Roast) سفارش دادم و اومدم برگردم دیدم تلویزیون بزرگ توی استارباکس فوتبال پخش میکنه. به خودم که اومدم دیدم رونالدینهو روی صفحه تلویزیون اومده. یک لحظه یادم اومد که امروز بازی بارسا و وردربرمن هست و بارسا باید حتما برنده بشه. نگاه کردم دیدم دقیقه 2 بازیه. دیگه بدون توجه به ساعت، زمان و مکان محو بازی شدم و نشستم یک بازی کامل نگاه کردم. چه حالی داد. اونم با بازی درخشان رونالدینهو و ستارگان بارسلونا در نوکمپ و صعود پر افتخارشون به مرحله بعد...

این عکسو از نسترن هدیه گرفتم. عکس ما وقتی که طفل گهواره بودیم. آقا پدرام به چشم برادری به ما نگاه کن. نسترن دستت درد نکنه. حالا چقدر به الان من شبیه است؟
در ضمن ارباب تاکامی، خیلی مخلصیم. از اینکه کامنت چه اینجا و در وبلاگ مهرداد میذاری خیلی به ما لطف داری. تاریخ دفاع معلوم شد به ما خبر بده.

امروز عجیب توی حس این آهنگه بودم. آهنگ بی نظیر ستار از آلبوم بی نظیر. یادمه صابر یک CD ستار زده بود و به من داده بود و این آهنگه هم توش بود. خیلی باهاش حال می کردم. صابی جان نوکرم. خداییش هستم باهات. ایشالا عمری بود دوست دارم توی عروسیت باشم حتما.
چشم خمار هزار هزار دیدم
صورت زیبا بیشمار دیدم
رهزن دل قطار قطار دیدم
اما تو بهترین بودی بی نظیر آی دل پذیر
تو نازنین ترین بودی بی نظیر آی دل پذیر
حالا که روز به روز عزیز تر میشی آی بی نظیر
فرصت دوست داشتن و از من نگیر آی دل پذیر
گل گلاشون مهر و وفا نداشتن
خوب خوباشون با ما صفا نداشتن
ناز نازاشون جز ادعا نداشتن
طبلی بودن بجز صدا نداشتن
اما تو بهترین بودی بی نظیر آی دل پذیر
تو نازنین ترین بودی بی نظیر آی دل پذیر
حالا که روز به روز عزیز تر میشی آی بی نظیر
فرصت دوست داشتن و از من نگیر آی دل پذیر
کار و به امید خدا گذاشتم
گلخونه ها رو زیر پا گذاشتن
ناز گلا رو جدا جدا گذاشتم
غنچه ها رو سوا سوا گذاشتم
رو گلهای قشنگ باغ هستی
با چشم دل قدر و بها گذاشتم
اما تو بهترین بودی بی نظیر آی دل پذیر
تو نازنین ترین بودی بی نظیر آی دل پذیر
حالا که روز به روز عزیز تر میشی آی بی نظیر
فرصت دوست داشتن و از من نگیر آی دل پذیر
گل گلاشون مهر و وفا نداشتن
خوب خوباشون با ما صفا نداشتن
ناز نازاشون جز ادعا نداشتن
تبلی بودن بجز صدا نداشتن
اما تو بهترین بودی بی نظیر آی دل پذیر
تو نازنین ترین بودی بی نظیر آی دل پذیر
حالا که روز به روز عزیز تر میشی آی بی نظیر
فرصت دوست داشتن و از من نگیر آی دل پذیر
کار و به امید خدا گذاشتم
گلخونه ها رو زیر پا گذاشتم
ناز گلا رو جدا گذاشتم
غنچه ها رو سوا سوا گذاشتم
رو گلهای قشنگ باغ هستی
با چشم دل قدر و بها گذاشتم
اما تو بهترین بودی بی نظیر آی دل پذیر
تو نازنین ترین بودی بی نظیر آی دل پذیر
حالا که روز به روز عزیز تر میشی آی بی نظیر
فرصت دوست داشتن و از من نگیر آی دل پذیر

خسته و در به در شهر غمم
شبم از هر چی شبه سیاهتره
زندگی زندون سرد کینه هاست
رو دلم زخم هزار تا خنجره
چی میشد اون دستای کوچیک و گرم
رو سرم دست نوازش میکشید
بستر تنهایی و سرد منو
بوسه گرمی به آتش میکشید
چی میشد رو خونه کوچیک من
غنچه های گل غم وا نمیشد
چی میشد هیچکسی تنهام نمیذاشت
جز خدا هیچ کسی تنها نمیشد
من هنوز در بدر شهر غمم
شبم از هر چی شبه سیاهتره
زندگی زندون سرد کینه هاست
رو دلم زخم هزار تا خنجره