مخمور جام عشق

مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی ... پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی

مخمور جام عشق

مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی ... پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی

انا لله و انا الیه راجعون

 

از دیروز شوکه هستم. خیلی خوشحال و راضی رفتیم 500 کیلومتر اونور تر (اتاوا) رای دادیم و برگشتیم دیدیم که چه اتفاقی افتاده. بارها و بارها تحلیل کردم و هزاران عدد و رقم از انتخابات گذشته را کنار هم چیدم و هیچ جوری نتوانستم تحلیل کنم. عاجز از هر گونه تحلیل و من که خوشبین هستم هم به سلامت انتخابات و آن گراف کزایی که جوابها به گونه ای خطی اعلام شد شک دارم. شک دارم به اینکه این همه آراء تحریمی ها به انتخابات اضافه شد ولی نتیجه همه آنها به حساب احمدی نژاد رفت و شک دارم به اینکه کروبی فقط سیصد هزار رای آورد (یعنی در هر استان فقط 10 هزار!!).

نمی دانم میر حسین و گردانندگان موج سبز چه می کنند اما شلوغی ها نتیجه اش سوء استفاده حاکمیت از این موج خواهد شد که به راحتی به گروههای برانداز نسبت داده خواهند شد. موجی که صادقانه در میان دانشجویان و آحاد ملت راه افتاد اما اینچنین سرنوشتی داشت. شاید نامه آقای موسوی به علمای قم اولین اقدام مثبت عاقلانه ایشان بود. امیدوارم علمای قم که داعیه دفاع از اسلام را دارند، بر علیه دولتی که دروغ گفتن در آن به اثبات رسیده برخیزند و اقدامی بکنند. در حال حاضر مغزم کار نمی کند اما با درگیری مستقیم مخالفم چرا که از آن به عنوان شورشی های برانداز یاد خواهد شد.

رای سبز

رای سبزمان تقدیم ایران عزیزمان

باز هم مساوی! بضاعت ما همین بود


یک مساوی خسته کننده دیگر. یک مساوی که چیزی هم نمانده بود به یک شکست تبدیل شود. بازی با کره شمالی هم نتوانست ما را از کلاف درهمی که اسیرش شده ایم نجات دهد. تیم ما در نیمه دوم آنقدر انتقاد بر انگیز بازی کرد که بگوییم حقمان بود ببازیم و حالا باید از این مساوی خوشحال باشیم. تیمی که ادعای حضور در جام جهانی دارد تنها در این مرحله توانسته یکبار آنهم در خانه پیروز شود. دوستان بازی را دیده اند و لازم به تحلیل نیست اما صحبتهای مربیان تیم ملی که بعد از باخت به چین اذعان می داشتند که تیم ملی تاکتیک اصلی اش را رو نکرد را حالا نمی توان باور کرد که تیم ما چیز زیادی برای رو کردن نداشت.

 

به هر حال این فرصت هم از دست رفت و باید چشم انتظار بازیهای بعدی بود. اگر امشب کره جنوبی بر امارات پیروز شود و همین کار را در بازی بعدی اش مقابل عربستان تکرار کند صعودش قطعی می شود و از ازدیاد امتیازهای عربستان می کاهد. اگر فرض کنیم این اتفاقات بیفتد و تیم ما هم بازی با امارات را پیروز شود در پایان روز هفتم، کره جنوبی با 17 امتیاز، کره شمالی 11 امتیاز، عربستان 10 امتیاز و ایران هم 10 امتیاز در جدول قرار می گیرند. بازی آخر ما با کره جنوبی صعود کرده خواهد بود و عربستان و کره شمالی هم یک بازی فینال گونه برگزار خواهند کرد. در هر حال برای تیم چاره ای نمی ماند جز اینکه هر دو بازیمان را ببریم. در اینصورت در صورت خوش شانسی دوم می شویم و در صورت بد شانسی سوم. همه این اگرها و مگر ها وقتی است که ایران امارات را ببرد و کره جنوبی هم امارت را ببرد و هم عربستان. چقدر اگر!! ای کاش امارات را در خانه اش شکست می دادیم و جلوی کره جنوبی و عربستان در خانه وا نمی دادیم. ای کاش!

سبز و سبز و سبز

 

چند هفته ای است که عکس پروفایلم در فیس بوک را سبز کرده ام و رسما به جرگه حامیان مهندس میر حسین موسوی در آمده ام. دوست نداشتم که فضای وبلاگم را به سیاست آغشته کنم اما نمی شود در این فضای هیجانی سبز از انتخابات ننوشت.

 

راستش اگر چه به موسوی اعتقاد دارم اما دوست هم ندارم از او بتی بسازم و دوست دارم هم از او و هم از هوادارنش انتقاد کنم تا انشاالله در صورت انتخاب اسیر مسائلی که تجربه اش کردیم نباشیم. دو مناظره اخیر نشان داد که میر حسین یک مهندس است. مهندس یعنی دقیق و آشنا به ظرایف. مهندس به خوبی برای سه نیمه 45 دقیقه ای که به او داده شده برنامه ریزی کرده است. او ابتدا با صبری مثال زدنی نیمه اول را به انتقاد از دولت، بی توجه به صحبتهای پراکنده رقیب پرداخت و در نیمه دوم به شرح برنامه اقتصادی و دفاع از دوره مسئولیتش پرداخت. او یک نیمه دیگر در برابر یار نسبتا خودی دارد و می تواند آنرا هم با برنامه به خوبی به پایان برساند.

 

انتخابات سرنوشت سازی است و سخت است که مشارکت نکنی. انشاالله به همراه زهرا به اتاوا خواهیم رفت و در انتخابات شرکت خواهیم کرد. هنوز خیلی به پیروزی میرحسین شک دارم اما اگر برخیزیم شاید این فضای مسموم آزار دهنده بار دیگر عوض شود و سبزی اطرافمان را فرا بگیرد. یا علی

قهرمان :)

اگر برای اینکه تیم محبوبتون نزدیک 3 سال تمام صبر کردین تا یکبار دیگه به فینال معتبرترین رقابتهای فوتبال اروپایی برسه و در تمام این مدت خون دل خوردین، جیغ زدین، با باختهاشون گریه کردین و با بردن هاشون سرمست شدین، اصلا می تونین تصور کنین که اتفاقی بتونه دیدن بازی فینال تیمتون رو که اتفاقا خیلی به بردنش ایمان دارید رو از دست بدین؟ من اصلا برای خودم چنین احتمالی نمی دادم ولی خب اگه بر حسب اتفاق مادر زن شما درست روز بازی پرواز برگشتتشون باشه و ساعت پرواز هم منطبق بر بازی، نتیجه اینه که مجبور میشی بازی را به کل فراموش کنی و در خدمت خانواده باشی و بعد بیای خونه و گلهای بازی رو تماشا کنی و به تیمت افتخار کنی که تونست قهرمان اروپا بشه. به همه هواداران خوب بارسا تبریک میگم.



به یاد روزهای انتخابات

شور انتخابات یک بار دیگر فرا رسیده. شوری که ما در فاصله 12000 کیلومتری را هم وادار به تعقیب اخبار، مصاحبه ها، بیانیه ها و مناظره های کاندیداهای انتخابات می کند. اما این روزهای پرشور برایم تجلی خاطرات روزهای طلایی دیگری هم هست. هر چند اتفاقات تلخ دو سال پیش خانواده ما را برای همیشه داغدار غم عزیز بزرگی کرد، اما یاد آن روزهای پر از شادی هرگز از خاطرم نمی رود. انتخابات دوره پیش درست همزمان با عروسی دایی مهدی و شروین عزیز بود. یادش به خیر که عکس دکتر معین را پشت پراید هاچ-بکم چسبانده بودم و با اشتیاق از همه می خواستم که به او رای بدهند. در بحبوحه آن روزها، در تدارکات عروسی دایی مهدی هم به سهم خودم مشارکت می کردم. خاطراتی که من و دایی و مهدی  شروین در آن سهیم بودیم و چقدر افسوس می خورم که حالا شروین نیست تا با هم آن خاطرات را مرور کنیم. آن راننده کچل در اتوبان رسالت، شیرینی فروشی بی بی، رساندن عروس به آرایشگاه، بردن ماشین عروس به گل فروشی، رای دادن با کت و شلوار به همراه افشین در یک حوزه انتخاباتی و همه و همه خاطرات زیبای من از آن روزهاست و حالا دوست دارم یاد شروین عزیز را در آن روزها زنده کنم و از خدا بخواهم روح عاشقش را هر کجا که هست قرین رحمت بدارد.


شعر همدانی

دایی مهدی امروز برام یک شعر همدانی خیلی باحال فرستاد. لطفا شعر رو با لهجه همدانی بخونید  لذت ببرید.

 

روته نشان دادی و چل کردی منه

خیر نوینی پچا اوژو کردی منه

مثده گل باز کیه چولساندی دادا

شی به تو کرده بودم که ایجو ول کردی منه

 

پ.ن. دایی مسعود به زودی یک کم از مونترال می نویسم.

دکتر آرزم

امروز شنیدم که دکتر آرزم بازنشسته شدند. دکتر فرخ آرزم متواضع ترین استاد زندگی من هستند و اخلاق بسیار فروتنانه ایشان یکی از بزرگترین الگوهای من است و همواره این خصلت بزرگ استاد بر ارادتم نسبت به این مرد بزرگ می افزاید. برای این مرد بزرگوار و استاد گرانمایه آرزوی سلامتی و شادی در زندگی جدید بعد از بازنشستگی دارم.