مخمور جام عشق

مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی ... پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی

مخمور جام عشق

مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی ... پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی

جراحی زانو

حدود ۴ سال پیش در یه بازی فوتبال زانوم آسیب دید. تو این ۴ سال با فیزیوتراپی خیلی‌ تلاش کردم که زانوم رو بهتر کنم که کمی‌ بهتر شد اما هیچ وقت خوب خوب نشد. این اواخر دردش کمی‌ بیشتر شده بود و تصمیم گرفتم بالاخره زانوم رو عمل کنم تا دیگه واقعا این بار خوب بشه. فردا صبح زود عمل جراحی رو زانوم رو انجام میدم. این اولین تجربه بیهوشی من هست. فردا که راد بشه خوشحالم که بعد از مدت کوتاهی‌ دیگه زنوم درد نمی‌کنه و می‌تونم با علی‌ حسابی‌ بدو بدو بکنم. ایشالا فردا دوباره اینجا از خودم مینویسم. 

روز مادر مبارک

امسال زهرا هم در روز مادر به جرگهٔ مادران پیوست. مبارک بر همه مادران خوب دنیا. 



بارسلونا


راستش آخرین باری که یک بازی فوتبال را توانستم کامل ببینم بازی اسپانیا و ایتالیا در فینال جام ملتهای اروپا بود. آن روز علی سه روزش بود و بعد از آن هیچ وقت نشد که فوتبالی را ببینم. دیروز بازی بارسلونا و بایرن بود که بارسا با 4 گل به زانو در آمد. من چون سر کار بودم نشد بازی را ببینم. توی آزمایشگاه بودم وقتی برگشتم مدم دیدم که ای بابا چه بلایی بر سر این تیم آمده است! به هر حال به احتمال 99 درصد بایرن بارسا را پشت سر می گذارد و به فینال می رسد که صد در صد لیاقتش را هم دارد اما آمدم اینجا بنویسم که با وجود این باخت (که باخت بسیار سنگینی است) به هوادار بارسا بودنم افتخار می کنم. بارسلونا در دهه اخیر چیزهای خیلی زیادی به فوتبال و علاقه مندان داده است. اگر حتی بازی دیروز پایان دوره تاریخی بارسا باشد بازهم یادآوری آن همه لحظات زیبا و تیکی تاکای روان و خلاقیت سلطان فوتبال جهان یعنی مسی چیزهایی است که همواره شیرین و زیباست. ایراد بزرگ بارسای امسال دو چیز بود. یکی بدون داشتن سرمربی کار کردن و دیگری ضعف در یارگیری. باید پذیرفت که از فصل قبل و با افزایش سن پویول و افت دنی آلوز و پیکه و سرطان آبیدال دفاع این تیم روز خوش ندید و سران تیم هم مدام هافبک یا مهاجم به تیم اضافه کردند. امیدوارم در تابستان با خرید یکی دو بازیکن تاثیرگزار در خط دفاع و بهره گیری از یک مربی باکلاس و صاحب سبک شاهد هنرنمایی مردان کاتالانی باشیم. 


در ستایش تواضع

تواضع ز گردن فرازان نکوست

گدا گر تواضع کند خوی اوست


نظامی

شانس

میگن شانس یه بار در خونه آدمو می زنه

بد شانسی دستش همیشه رو زنگه

بدبختی هم خودش کلید داره :)

تبریک عید

من تبریک با ای-میل رو جز در موارد خاص به نوعی از سر باز کردن می دونم. خودم تا جای ممکن از این روش استفاده نمی کنم و معمولا هم به کسانی که یک ای-میل درست می کنند و یک جا به 100 نفر تبریک میگن، جوابی نمیدم. سعی می کنم کسانی رو که دوست دارم رو پیدا کنم و حتی شده یکی دو دقیقه صحبت کنم. من هنوز تبریکات عیدم تموم نشده و چند نفری هستند که هنوز موفق به تماس گرفتن باهاشون و تبریک گفتن نشدم اما اگر توفیقی باشه به زودی این کارو می کنم. امسال سه نفر به ما زنگ زدند و سال نو را تبریک گفتند. 1 نفر هم زحمت کشید و برایمان کارت تبریک فرستاد. 2 نفر هم عید دیدنی آمدند خانه مان :) با آماری که ارائه شد، عملا پرونده عید و عید دیدنی و تبریکات امسال ما بسته شد. با تمام غربتمان در شهر جدید خیلی خوب بود. 

سال جدید

سال 91 تمام شد و سال جدیدی شروع شد. سال 91 سال خوبی برای ما بود. در روزهای ابتدایی اش دوره دکترایم به پایان رسید و بعد از چند ماه پسر نازنینمان به دنیا آمد. خوشبختانه پدر و مادرم توانستند چند وقتی پیش ما باشند. بعد از سه سال و نیم توانستم به ایران بروم و خیلی از فامیلها و دوستان و آشنایان رو ببینم و نهایتا هم کار جدیدم در سامسونگ. همه چیز خیلی خوب. دست مهربان خداوند در این سال به طور کامل مرا یاری کرد و امیدوارم سال جدید نیز چنین باشد و من هم قدردان نعمتها و الطاف بی پایانش باشم.