دویدن مادر ورزش هاست. این رو از بچگی بارها و بارها شنیده ایم ولی در عمل کمتر کسی هست که خودش رو به این رشته ورزشی مشغول کنه و به خاطر احساس یکنواختی در حین تمرین خیلی ها ترجیح میدن به ورزشهای تیمی یا رزمی و یا ورزشهای آبی رو بیارن. من همیشه دوست داشتم بدوم. چند باری هم شروع کردم. یکی وزن بالا یکی هم نداشتن انگیزه و برنامه باعث شد که توی اون چند شروع نا موفق باشم. یکی دو ماه پیش با برنامه ای آشنا شدم که یک دوی 10 کیلومتر همراه با گلریزان به کمک بچه های سرطانی بود. با خودم فکر کردم که این شاید بهترین فرصت باشه تا خودم رو مجبور به دویدن کنم. خلاصه اسم نوشتم و با جستجو در اینترنت و مشورت با چند نفر این کاره یک برنامه برای خودم در آوردم و طبق اون شروع کردم به تمرین کردم. روزهای اول بالطبع سخت بود و یکی دو کیلومتر دویدن هم نفس گیر بود. اما به تدریج همه چیز بهتر شد. نفس چاقتر، پاهای قوی تر و خستگی کمتر. آخر هفته گذشته در آخرین تمرینم موفق شدم بیش از هفت و نیم کیلومتر رو بدوم و در فاصله 5 هفته با مسابقه امیدوار باشم که این دو و نیم کیلومتر باقی مونده رو هم پشت سر بگذارم و مسیر 10 کیلومتری رو طی کنم.
اگر فرصت دارید و انرژی دارید، این روزهای بهار بهترین فرصت برای دویدنه. هفته ای 2-3 روز تمرین و هر تمرین حدود 30-40 دقیقه اثر فوق العاده ای داره. بسیار توصیه می کنم.
امسال دلم بد جوری برای ایران و نوروز تنگ شده. از خدا می خوام دیگه این آخرین سال دوری از وطن برام باشه. انشاالله. سال خوبی داشته باشید

در روایت است: مردی نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: همسری دارم که هرگاه وارد خانه می شوم، به پیشوازم می آید؛ چون بیرون می آیم، مرا بدرقه می کند. هرگاه مرا غمگین می بیند به من می گوید: "از چه رنج می بری؟ اگر غم تو به خاطردنیا و رزق است که خداوند عهده دار آن است و تو تنها باید تلاش کنی و اگر غم تو بخاطر جهان آخرت است، خداوند بر اندوه و غمت بیفزاید." حضرت فرمود: "او نیمی از پاداش شهید را می برد."
امروز که دوشنبه بود درست پنج سال از آن دوشنبه زیبا گذشت که آغاز خوشبختی من بود... بانوی زیبای من سپاس
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق خاک ِ از آلودگی پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم نمی دانم
امید روشنایی گرچه در این تیرگی ها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی گل برمی افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه، چون خورشید
سرود فتح می خوانم و می دانم تو روزی باز خواهی گشت
یک خبر تلگرافی اینکه امروز فهمیدیم جنسیت بچه «پسر»ه. به زودی براش اسم می ذاریم. جهت اطلاع اینکه «آرمان» جزو گزینه ها نیست.
آب کم جو، تشنگى آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
هرکه جویا شد بـیابد عاقـبت
مایه اش درد است و اصل مرحمت
رحمتم موقوف آن خوش گریه هاست
چون گرست ازبحر رحمت موج خاست
هرکه او بیدارتر پر دردتر
هرکه او آگاه تر رخ زردتر
پیش حق یک ناله از روى نیاز
به که عمرى بى نیازاندر نماز
چون خداخواهد که مان یارى کند
میل ما را جانب زارى کند
اى خدا زارى زتو مرهم زتو
هم دعا از تو اجابت هم ز تو
مثنوی معنوی