امروز داشتم با یکی از TA های ایرانی راجع به نمره دادن گزارش کارهای دانشجو ها حرف می زدم و توضیح می دادم که چه جوری نمره بده و چه جوری نمره نده. آخرش هم گفتم که خوب نمره بدی که هیچ، ولی اگه بد نمره بدی، میان و با من دعوا می کنند. کمی تعجب کرد و پرسید: «جدا میان دعوا می افتند؟». این رو که گفت خنده ام گرفت و پرسیدم: ببخشید شما مازندرانی هستید؟ اونم تعجب کرد و گفت از کجا فهمیدی؟ گفتم فقط مازندرانی ها به دعوا کردن می گن دعوا افتادن!...
خیلی یاد ممد تاکامی و صابر افتادم و نمی دونم چرا بعدش همه اش این شعر می اومد توی ذهنم
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم
دردا و ندامتا که تا چشم زدیم
نابوده به کام خویش نابوده شدیم
kheili bahaal bood
عالی بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووودددددددددددددددددددد!!