دایی مهدی یک دوستی داشت به اسم فرشید که موقعی که می خواست برای ادامه تحصیل بره آمریکا چون خونه اش رو تحویل داده بود و جایی برای زندگی نداشت چند وقت آخر رو توی خونه دایی مهدی بود. ما هم به همون خاطر باهاش آشنا بودیم. فرشید دکترای میدان از دانشگاه میشیگان گرفت و بعدش هم مشغول کار شد و تا جایی که من می دونم توی موتورولا کار می کنه. امروز یاد فرشید افتاده بودم. بعد به طور اتفاقی مقاله ای از فرشید تویTransaction IEEE MTT پیدا کردم و خوندمش و حسابی یادش افتاده بودم. درست ظهر شده بود که دیدم یک ای-میل اومده! بعد از مدتها فرشید ای-میل زده بود و خبر پدر شدنش رو داده بود. اسم بچه اش رو گذاشته بود «مایا». خودش هم توضیح داده بود که مایا در زبان اوستایی یعنی ذات مهربان و خوب. این چندمین باریه که یاد یک آدمی که مدتها ازش بی خبرم می افتم و بلافاصله ازش به طور اتفاقی خبری میشه.
پ.ن.1 ولی من آخر سر هر چی فکر کردم نفهمیدم «مایا» اسم پسره یا دختر. اولین باره همچین اسمی رو می شنوم.
پ.ن.2 هر چی فکر کردم که transaction رو چی میشه غیر از مجله معنی کرد، چیزی به ذهنم نرسید. فکر می کنید معادل فارسی این لغت چی باشه؟
چه نیک سعادتی دارید که قاصدک های لطف خدا وقتی انتظارش را ندارید از عزیزانتان باخبرتان می کند. کاش...
راستی دوست گرامی transaction به معنای سودا یا معامله یا انجام است.
بروزم با "وقتی مرا دوست داری..."
یا علی
transaction yani ye moameleye pooli;)
تراکنش. عمو بهزاد فکر کنم، خیلی مخلصیم
اولندش که اینطوری نبود که فرشید جایی واسه زندگی نداشته باشه ، خواسته بود یه حالی به ما بده و یک ماه آخر رو با ما باشه. شایدم خونه ما نزدیک ترین خونه به خونه نامزدش بود. کسی چه می دونست.
فرشید خیلی بچه دوست داشتنی و با مرامیه. چند روز پیش که به من زنگ زد، خیلی بهم حال داد. احساس مهربانی اش رو می شد از فاصله دور فهمید.
خیلی خوشحالم که پدر شده. خبر نداشتم. بهش تبریک می گم