امروز اتفاقی با لینکی مواجه شدم که نوشته بودم دستگیری مهرداد میناوند. کلا شنیدن این خبر برام جالب بود که داستان چیه. به لینکی که نهایتا به سایت یوتیوب منتهی میشد رسیدم که فیلمی 3 دقیقه ای بودم. اگه شما ها هم اینترنت تون فیلتر نیست از اینجا ببینینش. اگه هم نمیتونین ببینین خلاصه اش اینه که وقتی فیلم شروع میشه توی یک خونه که بعدا معلوم میشه یک ویلا تو شماله رو نشون میده و یک سری دختر نشستند بدون حجاب و روی میز آبجو و ویسکی به وفور یافت میشه. بعد باهاشون مصاحبه هم میکنند که این چه سر و وضعیه لباس پوشیدین و خجالت نمیکشین و اینا و یکی از دخترا هم جواب میده که همه دوستهای خانوادگی هستیم. بعد با یک پسره صحبت میکنه که ظاهرا برادر یکی از دخترهاست و کسیه که ویلا رو اجاره کرده. پسره میگه پنج میلیون دادیم کل ویلا رو با همه چیز اجاره کردیم. بعد در حالیکه نشون میده مامورا از یخچال ویسکی و آبجو در میارن پسره میگه حاج آقا من مکه بودم! من به سنگ حجر الاسود بوسه زدم. بعد ماموره با لهجه شمالیش میگه پس خیلی بی غیرتی! جواب میده آقا من اینجوریم خواهرم دوست داره اینجوری بگرده و خلاصه از اینجور حرفا تا اینکه میناوند سر و کله اش پیدا میشه و میناوند شروع به قسم و آیه خوردن میکنه. میگه قسم به اون قرانی که شما و من اعتقاد داریم من نمیخواستم اینجا بیام . من داشتم می رفتم که اینا زنگ زدن و اومدم یه سر بزنم و برم که مامورا منو دستگیر کردن و ...(که صد البته باور کردنی نیست)
بعد از دیدن این فیلم یاد لحظه تحویل سال 1377 افتادم. اون دوستانی که اون سال رو به خاطر میارن یادشونه که تیم ملی ایران که در تدارک جام جهانی بود به فرانسه رفته بود و با تیم نانت فرانسه بازی داشت که لحظه تحویل سال بین دو نیمه بود و تلویزیون رختکن ایران رو نشون میداد و لحظه تحویل سال با فوتبالیستها. صحنه ای به خاطر من میاد که درست لحظه تحویل سال مهرداد میناوند به نماز ایستاد و نماز میخوند. در خلال همون سالها بارها و بارها مهرداد میناوند به عنوان مداح اهل بیت شناخته میشد و در برنامه ها مداحی میکرد، قران میخوند و خلاصه یک بچه مومن رو تصویر میکردن که حالا فوتبالیست شده. اون صحنه ای که بعد از گلی که در جام ملتهای آسیا در 1375 دوبی که بعد از به ثمر رسوندن مقابل تایلند میشینه و دستها رو به آسمون میبره و شکر میکنه مدتها آرم برنامه های ورزشی بود.
خلاصه اون میناوند با این مهرداد میناوند که این اواخر در سعادت آباد با مینی ماینرش مرتب میومد و میرفت و این مهردادی که در این فیلم دیدم شباهتی نداشت. شاید مهرداد همون عوض باشه و فقط یک چهره دیگه ازش می بینم. ولی نمیتونستم تصور کنم این همون آدمه.
وجود امثال این فیلمها نشون داد که زندگی خصوصی به هیچ وجه در ایران معنی نداره و مامورهای ما فکر می کنند که با این جور ریختن در خونه ها و ویلاها فساد ریشه کن میشه. البته اگه بشه اسم اینا رو فساد گذاشت. در هر حال من نمیخوام اینجا راجع به اینکه این جوونها کار درستی میکنند یا نه. ولی اینکه در زمان دستگیری فیلم بگیرند و بعد هم فیلم رو پخش کنند کار بسیار نادرستیه. اینها اگه جرمی مرتکب شدند باید به خاطر جرمشون محاکمه بشن ولی دیگه نباید آبروشون بره که. حتما تا الان این فیلم به شکل CD و DVD در ایران توزیع شده.
بعد نکته جالب اینه که بعد از دستگیری به سنگ حجر الاسود و مکه و قران و پیغمبر شروع میکنند قسم خوردن. بابا جان اشتباه کردی بگو اشتباه کردم. دیگه این چه کاریه؟
تا بعد
ی.ه.م